چهار شنبه 21 تير 1391برچسب:, :: 16:47 :: نويسنده : منا
دیگر جانی برایم نمانده .........توانی ندارم ........خستگی وجودم را گرفته و شب مرا در چنگال خود اسیر کرده .................شاید این این آخر راه است شاید باید بدرود بگویم وچشمان دردالودم را ببندم غم ها دیگر اذیتم نمیکنند ..... دیگر برای تکه نانی نمیدوم و آشیانه ام را باد سرد پاییزی خراب نمیکند تنها هستم .............. اما ...ازاد من مرده ام وسکوت شب مرا به داخل میکشد تنها دلم برای دو چیز تنگ میشود اولی پسرکی که هرشب به تکه نانی میهمانش میکردم و دومی .................. قلم دریایم
نظرات شما عزیزان:
عزیزم لینکت کردم..... توهم منو بلینک!
سلام عزیزم
چرا که نه؟؟؟مرسی سر زدی لینک شدی منو با اسم وبم بلینک ![]()
اومدم سر زدم.سایت جالبی داری!!!لینکتم کردم.
نگین
![]() ساعت22:45---22 تير 1391
عالی بود
www.deartaylor.LoxBlog.com
سلام عزیزم وبلاگم رو آپ کردم حتما بهم سر بزن خوشحال میشم راستی من بیشتر دل و قلوه ای بابا
یه سر بهم بزن و بهم بگو نظرت راجب تبادل لینک چیه؟
سلام منا جون من لینکت کردم تو هم لینکم کن وبت هم عالیه موفق باشی.
پاسخ:قربونت برم جیگر ![]()
![]() |